آرزوی قشنگ ثنا طلا
سلام شیرین دخترک های مامان.جونم براتون بگه که ما جمعه شب ساعت یک و نیم رسیدیم خونه.صبح از زور خستگی نمیتونستم بلند شم.اما بالاخره بابا بیدارم کرد تا ثنا رو راهی کنم.شب هم رفتیم تمرین اسکیت.یکشنبه عصر رفتیم بازار و برای مربیهای ثنا کادوی روز معلم خریدیم.برای خانم خنکساری یه بشقاب چینی که روش الله نوشته شده بود و بسیار زیبا بود.برای کمک مربی ،خانم حیدری یه گلدون چوبی بیضی شکل و برای مدیر و مربی زبان و مربی نمایش هم یکی یه شاخه گل.حالا موندم چطوری اینها رو صبح با خودش ببره .آخه بی نوا باید از 50 تا پله پائین بره!!
یکی از دوستان جدیدمون ازمون خواسته بود که به وبلاگشون سر بزنیم و آرزوی خودمون و بچه هامون رو بنویسیم.وقتی به ثنا گفتم یه آرزو بکن،وروجک اول برای اینکه سربه سرم بذاره گفت:آرزو میکنم که خدا یه نی نی دیگه بهت بده!! ولی بعد که ازش خواستم جدی یه آرزو بکنه چیزی گفت که فکر میکنم واقعا خیلی بیشتر از سنش بود و منو شگفت زده کرد:
"آرزو میکنم که توی دنیا همش خوبی باشه.هیچ کس با هیچ کس قهر نباشه و هیچ کس به هیچ کس بدی نکنه.همه ی شیطونهائی که آدمها رو گول میزنن از عصبانیت بمیرن و فرشته ها دور تا دور دنیا جمع بشن و رو سر آدمها گل بریزن"
ادامه ی عکسها رو که کادوی روز معلمه رو در ادامه میذارم.
پی نوشت:در ضمن روز معلم رو به عمه آذ رو دوستان خوبم:مامان ماهان عزیزم و مامان اسرا و اسمای عزیز و مامان رومینای کوچولو و خانم معلم بندری تبریک میگم.




درست کردن این قلبها هم که باز میشه،ایده ی ثنای هنرمند و خلاقم بود.درست کردن این کاغذ کشی ها هم برای دور گلها هم ایده ی بابا رضا بود.چه کنیم دیگه خونوادتا هنرمندیم!هنر نمائی ثمین این وسط از سر و کول ما بالا رفتن و به هم ریختن چسب و کاغذو خط خطی کردن مقواها بود!



آرزوی قشنگ ثنا طلا
